پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲ ساعت 17:44 توسط زهرا محمودی | رقص است زبانِ ذرّه زیراجز رقص دگر بیان ندارد"مولانا"متاسفانه در چنین شرایطی نمیتوانم متوقع باشم_آنهم به شرط علاقهمندی و خوانندهای خوب بودن_ کسی شعر و داستان من را بخواند.از طرفی هم نمیشود خواند و نوشت و نوشت...که ماحصلش بماند دست شِبهناشران؛ گوشهی انبارهای متروک.دروغ است بگویم گاهی هر چند دیر، از شنیدن چنین خبرهایی خوشحال نمیشوم.به هر حال برای ادامه دادن و پیشرفتن نیاز به کمی انعکاس بیرونیست. اگرچه منتخب نبودم اما دلگرمی کوچکی بود که اینجا ثبت شد به یادگار.از مجموعه شعر دومم به بعد هرآنچه نوشتم مدتها درگیر مسائل نشر و حواشیاش بوده. دوری از محافل نقد و عدم بهرهمندی از جلسات خوب ادبی هم مزید بر علت شد که خروجی نوشتههایم آنطور که میخواستم نباشد.پسبه قول برتولت برشت:وقتی از ضعفهای ما حرف میزنیددرباره مابا رافت داوری کنید.**مدتی پیش میلهی بدون پرچم محبت کرد و در وبلاگش کتاب را معرفی کرد. میلاد امام حسن...ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 5:03
یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۲ ساعت 10:44 توسط زهرا محمودی | دجله به حال تو ناله کند نوشتهی امیلی یِن مَلفَتو، متولد سال ۱۹۸۹ در فرانسه، که در رشتهی علوم سیاسی تحصیلات خود را به پایان رسانده است. وی مدتی خبرنگار و عکاس بوده و با نخستین رمانی که بر اساس مستندات و مشاهداتش در عراق نوشت، توانست خود را به عنوان یک رماننویس مطرح معرفی کند. دجله...داستان زن جوانیست در عراق که قرار است به دست برادرش کشته شود. داستان چندین شخصیت دارد که هر کدام از زاویه دید خودشان داستان را روایت میکنند و از این منظر رمان مشهور اورهان پاموک "نام من سرخ" به ذهن متبادر میشود. در بین این راویان، دجله نیز به عنوان شاهدی به سخن میآید و از سرنوشت تلخ زندگی مردمان این سرزمین میگوید. نویسنده با بهرهگیری از خردهروایتهایی مستند از شرایط جنگ عراق و کشتار مردمانش و حضور آمریکاییها به بهانهی مبارزه با داعش، داستان را به روایت اصلی آن پیوند میزند؛ رنج زنانی که در چنین شرایط و سرزمینی عاشق میشوند و تاوان میدهند.داستان کوتاه است و روان، با زبانی شاعرانه و کشش آن مخاطب را وا میدارد تا پایان آن یعنی روایت رود دجله از کشته شدن زن، پای داستان بماند. موضوعی که مخاطب فارسیزبان اصلا با آن بیگانه نیست. همه میبینند و کاری نمیکنند. مادر و عروس هم حق را به مردان متعصب خود میدهند.«ما در خون چشم به دنیا میگشاییم، در خون زن میشویم، در خون وضع حمل میکنیم و همین حالا هم خون جاری است. گویی زمین آنقدر که باید، خون زنان را ننوشیده است. گویی خاکِ عراق هنوز تشنه مرگ است، تشنه خون، تشنه معصومیت. بابِل به اندازه کافی خون ننوشیده است. مدت میلاد امام حسن...ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1402 ساعت: 12:46